غلامعلى صفايى

409

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

9 - « الذين ظلموا » مفعول فعل « أذم » يا « أعنى » محذوف باشد بنابراين محل موصول منصوب است . 10 - « الذين ظلموا » بدل از « الناس » در اول آيه باشد لذا محل آن مجرور مىشود . 11 - « الذين ظلموا » بدل از ضمير جمع مذكر مضاف اليه در « قلوبهم » باشد كه در اين صورت محل آن مجرور مىشود . و در اين سه تركيب اخير نيز واو در « اسروا » ضمير فاعلى است . بنابراين باتوجه به اينكه در آيه يازده احتمال وجود دارد چگونه مىتوان اين آيه را حمل بر علامت بودن واو كرد و گفت اين آيه بنا بر لغت بنى الحارث بن كعب است . « 1 » الثالث عشر : سيزدهمين قسم از اقسام پانزده‌گانه واو ، واو انكار است ، و آن واوى است كه به اسم مرفوع بعد از همزه انكار ملحق مىشود تا انكار تحقق فعلى يا نسبتى كه شخصى به آن اسم مرفوع داده ، كند ، مانند « آلرجلوه » كه در اصل « أ الرجل » بوده و همزه آن براى انكار و به معناى « ما » نافيه است و در جواب شخصى كه ادعا كرده است كه « قام الرجل » مىباشد و متكلم قصد رد اين نسبت را دارد ، به همين جهت با دخول همزهء انكار بر آن اسم مرفوع آن نسبت را انكار مىكند سپس همزه انكار در همزه « ال » ادغام و تبديل به مد شده و سپس واو انكار كه متناسب با ضمهء « الرجل » است به آن ملحق شده و هاء سكت نيز در آخر آورده شده است . و الصواب : مصنف كتاب در رد احتساب اين قسم از اقسام واو مىگويد : حق اين است كه اين قسم ، از اقسام پانزده‌گانه واو محسوب نگردد زيرا اين واو همان ضمهء اشباع شدهء حركت لام « الرجل » است و كلمه يا علامت ديگرى نيست به دليل اين كه در حالت نصبى « آلرجلاه » و در حالت جرى « آلرجليه » مىگويند كه الف و ياء همان فتحه و كسرهء اشباع شده است . و نظير واو كه در اينجا اشباع شده ، واو در « منو » كه متشكل از « من » استفهاميه و واو اشباع ضمه نون « من » است مىباشد . بايد دانست كه هرچند نون « من » استفهاميه ساكن است لكن در باب استفهام حكايتى ، نون آن مطابق حركت لفظى كه مورد استفهام است و در جمله‌اى توسط

--> ( 1 ) - ر . ك ، الكشاف : 3 / 102 ، الاملاء : 2 / 120 ، البيان : 2 / 168 ، التبيان : 7 / 229 ، مجمع البيان : 4 / 38 .